#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_65
تو اهنگ سکوت تو
به دنبال یه تسکینم
صدایی تو جهانم نیست
فقط تصویر میبینم
جلوی کتابخونه ایستادتردید داشت اگه نمیگفت شاید موقعیتش دیگه پیش نمیومدشاید دیر میشدمزه ی دهن پگاه رو باید میفهمیدشاید دلش اروم میشدبه پگاه خیره شد توی چشماش زل زدچشماش پر از ارامش بودپگاه سرشو انداخت پایین-مرسی بابت ناهارچسبید حسابیمن برم دیگه
-پگاه؟
-
منتظر به چشماش نگاه میکردچشم ازش گرفت شاید بتونه حرف بزنهروی فرمون ضربه زد"لعنتی"گفتنش چرا سخت بود؟پگاه هنوز ساکت بودبا صدای بوق ماشین عقبی به اینه نگاه کرد واسش چراغ میزد که حرکت کنهکمی جلو رفتترمز دستیو کشیدمایل شد سمت پگاهبا دست راست روی دنده ضربه میزدچشمش به دست پگاه بود که با عروسک اویز کیفش بازی میکردپخشو خاموش کرد-پگاه؟
romangram.com | @romangram_com