#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_63
خندید و دلشو برد-ای بابا من تو جمع اروم میخورمحودمون باشیم خوب میخورمالبته مقدارش دست من نیس
-منم از خودم راحت باشواسه همین انقد کوچولویی
-اولا تو زیادی بزرگی منو کوچیک میبینیدوما خودت گفتی راحت باشما
-باشههر کی نباشه
-پس پیازو رد کن بیادکوبیده رو باید با پیاز خوردراستی بپر بالا درست بشن مثل منخداییش رو دلم مونده بود بگم بهت
خندید-شلوارم تنگهوگرنه راحت میشستم
-مجبور نیسی شلوار تنگ بپوشیبیا بالا دراز بکشمن اینجوری به دلم نمیشینه
کفششو در اوردکنارش دراز کشید و دستشو ستون بدنش کردراحت نبود ولی مهم این بود که اولین ناهار دو نفره به دل پگاه بشینه
romangram.com | @romangram_com