#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_270
-چی؟
-زندگی با تو
-پگاه؟
-جانم؟
-چقدر من دوست دارم
دستشو از زیر سرش برداشت و برگشت سمتشبهش پشت کرده بود از همون اول شب که روی تخت کنارش خوابیداز همون موقعی که بوسیدشاز همون موقع که عقب کشیداز همون موقع که با صدای لرزونش گفت"امشب نه"همون موقع پشتشو کرده بود بهشمیدونست عادت نداره رو پهلوی چپش بخوابهمیدونست عادت نداره توی نور بخوابهمیدونست تو این مدت عادت کرده سرشو بزاره رو سینه اش تا خوابش ببرهامشب داشت عادت هاشو ترک میکردبلند شد و شلوارشو پوشید چراغو خاموش کرد از اتاق بیرون اومدحواسش بود در اتاقو نبنده که نترسهجلوی پنجره ی سالن ایستاددلش سیگار میخواستنه یه نخدلش تا صبح سیگار کشیدن میخواستچشماشو بستموهای بلند پگاهصدای خنده هاشاون چال های کنار لبشدست کرد لای موهای بلندشلای همون فرای درشت موهای خرماییشهمونایی که همیشه با اتو صافش میکردلیوان ابو ریخت روی موهاشپگاه جیغ میزدخندیدخودش دست کرد توی موهاش و بهم ریختشون-پگاه موهاتو صاف نکن دلم لای اون فرا گیرهصدای خنده ی پگاه توی خونه پیچیدکنار حوضش نشسته بودگلهای مریمی که از اون پسر سرچهارراه پشت چراغ قرمز واسش خریده بود توی اب حوض شناور بود-میلاد گل نرگس واسم بخریه دونه گل برداشت گذاشت کنار گوشش-نفس بانو شما جون بخواهبا دستایی که دور کمرش حلقه شد چشماشو باز کردبازم موهای فرش با اون رنگ محشرش جلو چشماش بودکمر لختشو بوسید و گونه هاشو میکشید روی کمرشحلقه ی دستاشو باز کرد برگشت سمتشخودشو جا کرد توی بغلش و دستاشو دور کمرش حلقه کردبه موهاش نگاه کردمشکی بودصاف بودبلندیش تا پایین گردنشم نمیرسیدحلقه ی دستاشو محکمتر کردصداش مثل سر شب میلرزید-میلاد من ببخش امشب حالم خوش نبود
مهم بود؟مهم نبود که پسش زده بودمهم نبود که نیازش سرکوب شده بودمهم نبود که حالش بهم ریخته بوددستاش هنوز کنارش اویزون بوداروم دستاشو بالا اوردروی موهای مشکیش دست کشیدکاش میتونست یه لیوان اب بریزه روی موهاش فر بشهشاید بلندم میشدشاید خرمایی هم بشندوباره صدای لرزونش اومد-بریم بخوابیم؟؟حالش خوب نبودحال خودشم خوب نبودحال زندگیش خوب نبودفقط حال خاطرات گذشته خوب بوددستاشو دورش حلقه کرد و بلندش کردخیلی سبک بودخیلیاز سردی بدنش یخ کردراه افتاد سمت اتاقخوابوندش روی تختکنارش خوابیدهنوز دلش سیگار میخواستپتو رو انداخت روش-تو بخواب
صداش بغض داشت-تو چی؟
romangram.com | @romangram_com