#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_264


صداش دور شد-خدایا امروز کی تموم میشه؟خندید



روی کانتر نشسته بودپاهاشو تاپ میداد و با هر تیکه از لواشک انارش چشماش بسته میشدبهش نگاه کرد اخرین لیوان رو اب کشید و دستشو با رکابی سفیدش خشک کرد-بد نگذره یه موقع

-نچدستتو با لباست خشک نکن

جلوش ایستاد و بازوی لختشو دندون گرفت-تپل شدی

-تمام بدنم کبودهانقدر دندون نگیر

خم شد تاپ سفیدشو بالا زد و شکمشو محکم و پشت سر هم بوسید-مال خودمیدوست دارم

خندیدلواشکو کنار گذاشت دست کرد موهای فر مشکیشو کشید و سرشو بلند کرد-نکنمور مورم میشه

دستشو دراز کرد بند نازک تاپشو کنار زد و روی کبودی سینه شو بوسید-چرا تا بهت دست میزنم کبود میشی

خندید-نمیدونم

romangram.com | @romangram_com