#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_237
ماهان کنارش نشسته بود و دست کثیفشو میمالید به شلوارشمینو دستشو با دستمال محکم تمیز کرد-نکن مامانببین شلوار پگاه لک افتاد
امین دستشو کشید-پاشو بریم یه کم بچرخیم تو باغچیه نشستی تک و تنها اینجا؟؟
خاله پروین با لبخند دست دیگه شو گرفت-پگاه میخوام برم ته باغ باهام میای؟
-اره
-فاطی پاشو بیا تو هم
وسط مامانشو خاله پروین راه میرفتهوای گرم تابستون اینجا قابل تحمل تر بودخاله پروین دستشو گرفت-میگم بیاین یه مسافرت بریم سه تایی ها؟
لبخند کمرنگی زد-نمیدونم
مامانش دستشو انداخت دور شونه اش-بریم مشهد؟
-نمیدونم
romangram.com | @romangram_com