#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_229


خاله فاطی مامانشو ول کرد طرفش پا تند کردمحکم بغلش کرد-میلاد دردت به جونم

دستشو دور خالی فاطی حلقه کرداین زن مادر عشقش بوداین زن اغوشش مثل پگاه نبودبوی عطرش عطر پگاه نبودولی این زن عجیب یاداور عشق بیمعرفتش بوددستشو روی کمرش گذاشت بغض داشت-خاله دخترت عجیب بی معرفتهبه خودت نرفته خاله

خاله فاطی ازش جدا شدوصورتشو محکم بین دستاش گرفت و پیشونیشو بوسید-نگو خالهپگام داغونهمیلاد بچم بی معرفت نیس بخدا

روی موهاشو بوسید صداش میلرزید-خاله هوای مامانمو داشته باشیاخواهری کن درحقشولش نکنیا

خاله دوباره محکم بغلش کرد-خیالت راحت خالهالهی فدات شم میلادبخدا با پرهام واسم فرق نداریعلی بیرون ایستاده پیش باباتعلی دوست نداره بری بخدااومدیم تو راه گفت کاش میلاد بمونه خجالت زده نشم پیش فرهاد و پروین

لبخند تلخی زداز خاله جدا شد روی زانوش نشستدستای پرهامو گرفتبه چشماش نگاه کردچشمای پگاه بودسرشو خم کرد و چشماشو بوسیدبلند شدطاقت نیورد دوباره خم شد و روی موهاشو بوسید-میرم بگم عمو علی بیاد داخلسمت در رفتکینه نداشت از عمو علیحرفای بدی بارش کرده بودحالا بهش حق میداددرسته هیشکی نفهمید ولی بازم پدر بودابروی دخترش بودناموسش بوددلش فقط از بیمعرفتی پگاه گرفته بود



کمربند شو بستاز پنجره به بیرون نگاه کردتاریک بود خیلی تاریکاز بطری اب خوردهیچ فایده ای نداشت هنوز بغض داشت خفش میکردگوشیشو بیرون اورد به عکس پس زمینه گوشیش نگاه کردپگاه خواب بودیادش بوداون روزو خوب یادش بودرفته بودند باغ دو تاییپگاه ترسیده بود کسی بفهمه ولی خودش فقط به بودن پگاه فکر میکردسه چهار ساعتی که پگاه به بهانه ی کلاس و بیرون بودن میتونست همراش باشهزیر درخت گوجه باغی بزرگ زیر انداز انداخته بودند تا پگاه بتونه یه دل سیر بخورهتوی بغلش دراز کشیده بودبوسیده بودشهنوز داغی عجیب بدن پگاه رو یادش بودبعدش اروم تو بغلش خوابش برده بودپگاه ذوق ست کردن لباسشونو میکردهر دو پیراهن چارخونه پوشیده بودندچارخونه پیراهن خودش بنفش و زرشکی بود واسه پگاه نارنجی و قرمزوقتی تو بغلش خوابش برده بود ازش عکس گرفته بوددستاش که زیر سر پگاه بود توی عکس معلوم بوداون گل زردی که پگاه از وسط باغ چیده بود هنوز توی موهاش بودسرشو تکیه داد به صندلیصدای مهماندار هواپیما میومدوقتی هواپیما بلند شدگوشش گرفتدستاشو مشت کردچشماشو بستاشک از گوشه ی چشمش چکیدصدای خنده های پگاه توی گوشش بود



سلام ای غروب غریبانه دل

romangram.com | @romangram_com