#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_226
-حامد دستشو گرفت به مقعنه اش و یواش کشیدش-پگاه؟عزیزم گریه نکنبخدا داره لجبازی میکنهیه خونه بهتر میخرهبخدا خودم نوکرتم گریه نکن
گریه امونشو بریده بود-خونه رو که فروخت یعنی قید منو زده
-پگاه خانم خودت گفتی حالت از خونه بهم میخوره
-میدونستخودش میدونست من اون لحظه عصبانیمحامد چرا بهم دروغ میگی؟میلاد تصمیمشو گرفتهخاله پروین میگفت ویزاش اومدهاگه دو دل بود انقدر زود کاراشو نمیکردخاله گفت خونه رو فروخته که وامشو تصفیه کنه
-پگاه بخدا منتطر تو بگی نرونمیرهپگاه میلاد اگه رفت دیگه نمینونه برگرده
صاف نشستدستشو کشید زیر چشماش-چرا؟
-داره قاچاقی میره
داد زد-ها؟
-هیس!چته تو؟نمیدونسی؟ای بابا
-حامد؟
romangram.com | @romangram_com