#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_204
پوفی کشید-پگاه
-نامزد بودن ها؟بچه گول میزنی؟من از اون اتاق متنفرماون اتاق فقط واسه من و تو بوداز دیوارای اون اتاق کثافت میبارهخونمون بوی کثافت میدهمیفمی؟؟
با صدای گریه پگاه دستاشو مشت کرد-کاغذ دیواری اتاقو عوض میکنماصلا اتاقو عوض میکنیم خوبه؟
-نه!نمیخوامحالم از این خونه بهم میخوره میفهمی؟
بلند شد و سمت اشپزخونه رفتلیوان ابی واسه پگاه اورد-بیا یه کم اب بخورانقدر زود نزن زیر گریهقرار بود فقط حرف بزنیم
پگاه با دیدن لیوان قرمز دستش بلند شدلیوانو ازش گرفت و پرت کرد کف سالن و شکوندشداد زد-من حالم از این لیوان بهم میخورهلیوان منو دادی دست اون دختره؟؟من دیگه بهش لب نمیزنممن از کجا باور کنم دختره با اون ریخت و قیافه جلوت نشسته بود هیچ کاری نکردی؟ها؟پسر پیغمبری تو؟تنها بودین و هیچ کاری نکردی؟؟
دستشو محکم روی سرش عقب و جلو کرد و موهاشو بهم ریخت-بسه پگاهبسه
پگاه هنوز جیغ میزد-بس نمیکنماز کجا معلومها؟؟وفتی به من نزدیک میشیمیتونی به یکی دیگه هم نزدیک بشی
داد زد-پگاه؟میفهمی داری چی میگی؟؟
جیغ پگاه روی مخش بود-پگاه مردوقتی تو رو تو اون حال با اون دختره دید مردفهمیدی؟فهمیدی چی کشیدم تو این مدت؟بابای من رو تخت بیمارستان بودبخاطر من کثافت قلبش درد گرفته بودمن احمق حالم خراب بودمن احمق اومدم تو حالمو خوب کنیدلم پر بوداومدم تو ارومم کنیمیلاد تو اون لحطه ای که من حالم خراب بودتو چیکار میکردی؟ها؟
romangram.com | @romangram_com