#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_181


-من شیرازم میلادبا بچه ها اومدیممیخوایم بیایم پیشت

-خبمن یه کم درگیرمتا کی اینجایین؟

-لوس نشوتا یکی دو روز هستیمتازه رسیدیم

-هتلین؟

-نهسینا گفت خراب شیم سر تو

اخم کرد-چرا خودش رنگ نزد؟

-من خودم میخواستم بهت زنگ بزنمگوشیو میدم سینا





چشمش روی ماگت قرمز پگاه بود و دستای کشیده ی لاک مشکی خورده ای که دورش حلقه شده بود-وای میلاد!چه خوشکلهرویا ببین عروسک روی دسته اش

romangram.com | @romangram_com