#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_180
-انقد گرفتار که نتونی یه سر بیای اصفهان؟
-نشد که بیام
-منتظر بودم که زنگ بزنی بهمارزش یه عذرخواهی نداشتم؟
-وقتی زنگ زدی گفتم نمیتونم واسه جشنت برسم
-بچه ها همه بودندوست داشتم باشی
-کارا چطور پیش میره؟
-قبل عید رفتم
-بسلامتی
-کجایی؟منظورم شیرازی؟سینا گفت دیگه نمیری عسلویهکار پتروشیمی شیراز درست شد
-اره
romangram.com | @romangram_com