#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_170
-جان مامان؟
-پگاه
مامانش به هق هق افتاد-بمیرم الهیپگاه داغونهچیکار کردین شما دوتا؟
-مامان؟
-جانم؟
دستشو روی زخم لبش کشید و با دردش صورتش جمع شد-عمو علی دست روش بلند نکنه؟
-نمیکنه عزیزمپگاه جونشهفاطی میگفت باهاش حرفم نمیزنهگفته نمیخوام ببینمشالان عصبانیه بزار اوضاع اروم شه
-مامان؟
-میلاد بیا خونهبا بابات حرف بزنبا قهر تو چیزی درست نمیشه
اب دهنشو بزور قورت داد-تا نریم خونه عمو علی نمیامتا بابا عمو علیو راضی نکنه نمیام
romangram.com | @romangram_com