#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_132


خم شد ولی به خیابون دید نداشت-ارهاومد؟

-وایسا پیاده بشهاره اومدماهانم همراشه

بلند شد-ماهان چرا؟

پشت در شیشه ای ایستادپگاه دست ماهانو گرفته بود و اروم قدم برمیداشتسرشو یه لحظه بلند کرد و با دیدنش دست ازادشو بلند کردلبخند زدامروز خوشکل شده بود جلوی موهای خرمایی بلندشو فرق کرده بود و بقیه شو بافته انداخته بودروی شونه اششلوارجین سورمه ای دمپا پوشیده بود با مانتوی کوتاه صورتیدرو باز کرد و نگه داشت تا وارد بشه-سلام اقا میلادخوبی؟

ماهانو بغل کرد و بوسیدخم شد سمت پگاه و گونه صورتیشو بوسید-سلام عزیزمدیر اومدی؟

خندید-یه کم رعایت کن جلو حامد

-بیا تو زن داداشمن از خودتونم

-سلام حامد خوبی؟

-سلام به رو ماهتشما رفتی نیومدی فرار بود دوباره با دوسات بریم شهربازی

-اقامون اجازه نداد

romangram.com | @romangram_com