#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_100




نشسته بود لبه ی سنگ بطرگی خودشو با جزوه ی فیزیکش باد میزدمیلاد تلفنشو قطع کرد و دستشو انداخت دورش و به خودش نزدیکش کرد و شقیقه شو بوسیدهولش داد کنار-نکن میلاد یکی میادچقدر گرمه وای!!!

-بیا خودم فوتت کنم خنک شیوسط هفته اساین موقع روز خلوتهکسی هم باشه دختر و پسرن

-اینجا جا بود اوردی منو؟

-چشه جا به این خوبی؟

خودشو باد زد فایده ای نداشتمقعنه شو دراوردو دکمه های مانتوشو باز کردیقه ی تاپش نسبتا بسته بودمشکلی نداشتمیلاد دور و برو نگاه کرد-پگاه یکی یهو میاد

موهاشو بادست صاف کرد-همین الان گفتی کسی نیس

-از دست تو

-گرممه خب

-

romangram.com | @romangram_com