#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_454


ايندفعه همه با هم خنديديم ... روم و كردم سمت آريا

- فرشاد چطوره ؟

مكث كرد ...

نگام به لباش بود و چشام منتظر ...سكوتش نويد خوبي رو به قلبم نمي داد ... دوباره پرسيدم ... با صداي لرزون ...

- آريا ....حالش چطوره ؟

برگشت يه نگاه گذرا به چشام انداخت... نگاه پر از هراس و نگراني ...من من كنان طوري كه تو صداش ترديد موج ميزد گفت ...

- نمي دونم ديشب كه دكتر گفت عفونتش خيلي شديده... گفت ديگه نمي شه كاري كرد ...

غم عالم ريخته شد تو دلم ... موسيقي در حال پخش بود ...و من با هر بيتش اشك ميريختم

پر از يادتم ...پر خاطره ...

چشام هر شب از نبودت پره ...

اگه قلب من واست ميزنه ...


romangram.com | @romangram_com