#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_439

- آره يه بار اونطرف با كمك پليس بين الملل دستگيرش كردن ولي يه ماه بعد فراريش دادن ... حتي تو نيروهاي پليس هم نفوذي داشته ... نبايد دست كمش گرفت ...

- نه ... آريا مي ترسم ... اگر دوباره ...

- نه اونقدر زرنگ هست كه از يه لونه دوباره گزيده نشه ... اين ريسك و نمي كنه ...گذشته از اون فعلا ما همه تحت نظر نيروي پليسيم .. چون هر امكاني وجود داره .. اگر بخواد از طريق آدماش هم كوچكترين واكنشي نشون بده ...پليس وارد عمل ميشه ... جاي نگراني نيست ...

- سرهنگ كيه ؟

- علي آقا ديگه ... !

پا شدم نشستم ... متعجب نگاش كردم...

- واقعا علي آقا سرهنگه ؟

آريا خنديد ... داشتم شاخ در مي آوردم ...

- وقتي پيمان اومد پيشم ... مرتب تكرار مي كرد بيتام داره مياد ... عوضي مي گفت من دسر قبل از غذاي اصليشم ...
ولي بيتا روحشم خبر نداشت ... قصه چي بود ؟!

- ديگه داري زيادي فضول مي شي ...

خواست بره كه دستش و گرفتم


romangram.com | @romangram_com