#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_436
جفتمون سكوت كرديم و منتظر و نگران چشم دوختيم به لباي دكتر ...
دكتر انگشتاش و گره زد تو هم... دستاش و گذاشت رو ميز ... و با آرامش شروع كرد به صحبت ...چشش به آريا بود و هر از گاهي بين حرفاش منم از زير نظر مي گذروند
- بيمار شما ... يكي از بهترين همكاران ما تو تخصص مربوط به خودشون هستن ...
آرزوي من اينه كه بتونيم هنوز ايشون و در كنار خودمون داشته باشيم ... ولي از واقعيت نميشه فرار كرد ...
نفسم تو سينه حبس شده بود ... دكتر يه نفس عميق كشيد و ادامه داد
- وضعيت ريه آقاي دكتر اصلا خوب نيست ... عمر ريه ايشون تموم شده است ... پيوند ريه تنها راه درمانه ...
آريا در جواب گفت
- خوب دكتر انجام بديم... مشكل چيه
- اينكه بايد خيلي منتظر بمونيم براي عضو اهدائي ... و اينكه اين ريه داغون نمي تونه تا زماني كه نوبت به آقاي دكتر ما برسه دووم بياره ...
اينكه ريه آقاي دكتر به خاطر استنشاق گاز سمي عفوني شده و اين عمل رو سخت مي كنه ...
و شايد هم تيم نتونه عملي روش انجام بده ... بهرحال ما فعلا مشكلمون نبود يه ريه سالمه .. البته اگر پيوند با دو ريه انجام بشه شانس عمل بالا ميره ... اما عضو اهدائي فعلا براي دكتر موجود نيست ..
دستم و گرفتم به پيشانيم و سرم و مي ماليدم شايد دردش آروم شه ... حالم هر لحظه بدتر ميشد .. آريا كه رنگم و ديد .. پريد سمتم ...
romangram.com | @romangram_com