#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_432
نشستم رو صندلي تو سالن ... گريون نامش و باز كردم ...
سلام عشقم ...
خوشحالم كه برگشتي پيشم... خوشحالم كه وجودت و روحت و با هم دارم ...
خوشحالم كه سالمي ...
مي دونم حرفي كه مي زنم تلخه ...
مي دونم خود خواهانه است ...
ميدونم شايد نبايد بگم ...
براي خودمم سخته كه قبول كنم ديگه براي رسيدن به تو ديره ....
من ديگه وقتي ندارم كه تو رو كنار خودم داشته باشم ...
خسته شدم ... خسته شدم از بي تو بودن ..
تازه رسيدم اما دير رسيدم ...
romangram.com | @romangram_com