#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_427

- همسرشيد ؟

سر تكون دادم به نشونه آره

- خيلي جووني... فاصله سنيتون زياده انگار ... نگران نباش خدا بزرگه ...

- حالش چقدر وخيمه آقاي دكتر ؟

يه نفس عميق كشيد و يه چيزايي توي پرونده دستش نوشت ... رفت به سمت در

- به خدا توكل كن...

- بيهوشه يا خوابه ؟

- خوابه تا فردا صبح ...

خوشحال شدم ... پس فردا صبح بيدار ميشه ... مي تونه من و ببينه... باهاش حرف بزنم ... بگم دوسش دارم... بگم بايد خوب شه ... بگم منتظرم دوباره با هم باشيم ...


برگشتم سمت فرشاد ...

دستاش و گرفتم ... تا جا داشت بوسيدمشون ... سرم و گذاشتم رو قفسه سينش... با گريه گفتم


romangram.com | @romangram_com