#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_418
نگام كرد ...
- نه نمي تونم كارم و نيمه ول كنم ...آريا اينجا باشه من برم تو لونم ؟... محاله ... دستم و گرفت ... كشوند دنبال خودش .. از پشت درختا خودش و رسوند به ديوار ... قلاب گرفت ..
- بپر بالا
ابرو انداختم بالا
- من ؟
- نه پس خودم ؟!... بجنب دير ميشه ...
رفتم بالاي دستش .. يه پام و گذاشتم اونور ديوار ... كه به سمتم شليك شد ... فرشاد پاي ديگمم پرت كرد اونور ... ديوار كوتاه بود ولي به شدت افتادم رو شناي بيرون ساختمون ..آخم رفت هوا ... پام درد گرفته بود ..
فرشاد از پشت ديوار داد زد ...
- خوبي ؟
- آره خوبم
-همونجا بمون ميان دنبالت ...
romangram.com | @romangram_com