#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_387

خلاصه به هر فلاكتي بود انجامش داديم و توي ماشين منتظر تماس پيمان شديم ... در هر ساعت چندين بار تماس مي گرفت اما الان يه ساعت بود منتظر بوديم اما خبري نشد ... رفتيم خونه ... بيتا حالش خوب نبود ...

نشستن رو كاناپه ... آريا بغلش كرد ... نمي خواستم نگاشون كنم .. اما دست خودم نبود ... ياد انيم ميفتادم ... آريا كه متوجه نگاهام شد پا شد بردش تو اتاق ...

گوشي زنگ خورد ... سريع برش داشتم ...

- بنال

- تو كلمه مودبانه تري بلد نيستي ...؟!

- نه ... نه براي تو ...

- انجام شد ؟

- آره

- پس من به زودي پيشتونم ... با معامله موافقيد ؟

جواب ندادم... ادامه داد ...
- من دارم ميام ... شرايط و مساعد كن ... فيلم تا ده دقيقه ديگه دستته ...آريا ببينه حتما...به ايميل هر سه تاتون مي فرستم ...

تماس قطع شد ..


romangram.com | @romangram_com