#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_379
- نه ... فعلا نه ... پيمان ... شخصيت اول سناريو پشت پرده است ... با تماسائي كه با شما و آدماش گرفته ... متوجه شديم اماراته ... متاسفانه موضوع به همين جا ختم نميشه...
- ديگه چي ؟
- موضوع اينه كه پدر آني به طور ناخواسته داره تو معامله اي شركت مي كنه كه پيمان طرحش رو ريخته ... يه بازي شطرنج راه انداخته ...
- ما چند ساله دنبال راهي مي گرديم كه دم به تله بده اما تا الان هيچ اشتباهي كه منجر بشه به موفقيت ما مرتكب نشده ... زرنگتر از اونيه كه فكرش و بكني ...
تو دوران تحصيلش نبوغش همه رو متحير كرده بوده ... اما متاسفانه اين نبوغ هدايت نشده ... و توسط عوامل بيگانه خيلي راحت جذب شد ...
چيزائي كه مي شنيدم ...حتي تو مخيلمم نمي گنجيد ...ما با يه نابغه طرف بوديم ؟!
روم و كردم سمتش ...
- اين تصوير ..؟!
- دوربيني كه مي بيني؟! ... نصب شده كه پيمان بتونه آني رو از خارج از كشور تحت نظر داشته باشه ... به محض اينكه دوربين فعال شد ... چون وصله به نته... ما تونستيم هكش كنيم ...
آني اشتباهي بود كه پيمان مرتكب شد ... يه كار بي منطق ازش سر زد و ما تونستيم سرنخاي خوبي بدست بياريم ... از اينجا به بعد به كمك تو نياز داريم .. به صبرت ... به عقلت وبه شجاعتت ... پدرت احمد ناصري از همكاراي خوب من بود ...
- پدرم ؟
romangram.com | @romangram_com