#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_376
رفتيم رستوران هميشگي من ... رو به آريا گفتم
- حالت خوبه ؟ چي تو سرت مي گذره ... غذا ؟
آريا با يه حالت خونسرد كه عصبانيت توش نهفته بود گفت
- اينقدر ساده نگر نبودي تو .. برو پايين
رفتيم تو نشستيم پشت ميز هميشگي كه گارسون اومد نزديك ...منو رو داد به من ... سرش و آورد زير گوشم ...
- آقا منتظرن توي سرويساي بهداشتي ... يه نفرتون بره لطفا ...
به آريا نگاه كردم ... آريا اشاره كرد برو
داخل شدم ... گارسون از پشت در گفت
- در از پشت قفل ميشه... ما همه چي رو چك كرديم اينجا شنود نداره ...
اينجا چه خبره ... گيج شده بودم ...
- سلام ...
romangram.com | @romangram_com