#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_345


چقدر خوبه كه آرومي ...

كنار اين همه جذابيت ...

اينقدر خانومي ...

چقدر خوبه كه مي دونم ...تو هم دلتنگ من ميشي ...

تو داري خالق زيباترين آهنگ من ميشي ...

يه نيم ساعتي بود كه تو خيابونا گشت و گذار مي كرديم ... تو سكوت مطلق جفتمون ... من بودم و آني ...

هر بار كه نگاهم متلاقي مي شد با نگاهش ... جفتمون لرزش دلامون و حس مي كرديم ... اين نعمتي بود كه به هيچ قيمتي حاضر نبودم از دستش بدم ...

مني كه تو اوج سردي و بي محبتي يه مثلا مادر بزرگ شده بودم ... محبت آني برام دريايي از لطف خدا بود ... اينكه تو چشاش مي خوندم چقدر وابستم شده برام مثه يه افسانه خواستني بود ...

لبخند شيرينش از رو لباش محو نمي شد ... و اين دنيا رو برام قشنگتر كرده بود ...

تمام آمال آيندم و توي خوشحالي چشاي دختري مي ديدم كه حس مي كردم بيشتر از هر كسي تو دنياي من كه عجين شده بود با سرماي بي تفاوتي ها دوسم داشت ...

گرچه هنوز ابرازش نكرده بود ... ولي تو نگاهش ... مي ديدم خواستنش رو ...


romangram.com | @romangram_com