#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_333
با نگراني پرسيدم ...
- چيزي شده ... مامانت چيزي گفت ؟
اونم خيلي معمولي و همچنان در فكر ...
- نه ... خيلي هم خوشحال بود ...
- خوب پس چته؟! ... منم نگران كردي ...
روش و كرد به من ... متعجب نگام كرد ...گويا رشته افكارش پاره شد ...
- نگرانت كردم ... چرا اونوقت ؟!
واي اين چه جمله اي بود وراج ... حرف نزن وقتي سوتي مي دي ...
- خوب ...
- خوب چي ... ؟!
- فرشاد كافيه ... تشنمه ... پا هم ندارم برم خودم بيارم ...
يه نسكافه اي ... آب ميوه اي ..
romangram.com | @romangram_com