#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_307

البته اگر مال من شه ... ميشه .. ؟!

نهار و خورديم ... واسه عوض كردن حالش بردمش تو حياط ... با اصرار من نشست رو تاب ... تابش دادم ... اول آروم بعد نم نمك تندش كردم ... جيغش رفت هوا ...

- فرشاد الان مي افتم نگه دار... فرشاد جان من ...

بايه دست تاب و نگه داشتم ...سرم و بردم زير گوشش تا يه خورده بتونم بهش نزديك باشم ... مكث كردم ... چه لحظه خوبيه ... كه باز اعتراض كرد

- چيزي مي خواي بگي؟!

سرم و چسبوندم به گوشش آروم گفتم

- ديگه جونتو قسم نخور... وگرنه بايد تاوانش و بدي ...

لجبازيش گل كرد ...

- جون من ... جون من .... جون من....

داد ميكشيد و مي خنديد.. دسته تاب و گرفتم و باشدت هلش دادم ... دوباره جيغ كشيد اما نگهش نداشتم ...

- نگفتم قسم نخور... هر دفعه يه تاواني داره مي خواي بازم امتحان كني ... تو زمين و هوامعلق بود ... در حال جيغ كشيدن گفت ...

- باشه ... باشه ... قبول ... تسليم ... بابا پرچم سفيدم بالاست ...

romangram.com | @romangram_com