#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_287
يه 15 دقيقه اي گذشت و اونم مرتب مي خنديد ... مي گفت كوشي ؟ كجا رفتي ... اردك زشت ؟
يه قيافه حق به جانب گرفتم و اومدم بالا ... يه تك سرفه اي زد و...
- واي اردك من و انداختيش پايين ؟! تو كي هستي ... ؟! نكنه به عنوان صبحونه خورديش ...؟
- يالا بگو من اينجام واسه چي ؟
- دزديدمت ... تابلو نيست ؟!
وا پسره ديوونه شده ... شوخيش گرفته ؟!... صداش كه شاد بود ...
گوشيم و از تو كيف برداشتم ...
اسام رو چك كردم .. يه اس از مامان
- خوابالوي من آقاي دكتر اصرار كرد بيدارت نكنم .. بغلت كرديم گذاشتيمت تو ماشين ...شما بريد ... ما هم تا شب ميايم ... خوش بگذره
ما كجا بريم ؟! نه ... تنهائي ؟!
يه اس از بيتا ...
- سلام من خونه شمام ... وقتي آريا بغلت كرده بود شال از سرت افتاد ... چش فرشاده چنان مجذوب قيافت شد آب دهنش راه افتاده بود ... حالا هم كه تنها تنها ... ؟!!! كاراي بد بد نكني
romangram.com | @romangram_com