#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_258
- اوا پاشو برو بيرون ...كاردارم ... بابا رو صدا كنم؟ ...
دستم و كشيد و نشوندم ...
- هيس تو هم ... بابا بابا ... ازترس همين بابا من و فرستادي اونور ... حالا نمي خواي بگي ؟
- چي رو ؟
- قضيه اي كه گفتي برگردم مي گي ...
--آهان اونو ... منم هنوز نمي دونم ... ولي فكر كنم اون پسره بدونه
- فرشاد ؟
- آره همون پسره ...
- ميگم يه چي شده نگو نه ... تو اين چند روز بد فكرم رفته بود سمت اين رازي كه مي گي ... پول عمل بيتا جور شد ؟
- همون پسره گفت نگران نباشيم ...
- اگر جور نشد آني بعد مجبورم كاري رو انجام بدم كه بابا خواست ... مطمئني جوره ؟...
- اي بابا برو از همون پسره بپرس ... من اون موقع به حرف اون گوش كردم و تو رو فرستادم اونور ... كه دور و بر بيتا هم نباشي بابا فعلا دست از سرت برداره .. همون پسره گفت تو اين مدت همه چي رو رديف مي كنه ... من از باقيش خبر ندارم ..
romangram.com | @romangram_com