#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_231
- داداش قصه چي بود ... خوراك چي؟ ... نصف شبي خواب ديده بودي؟! ...
- قصش مفصله... تعريف مي كنم واست ...
- حالت خوبه فرشاد؟ ... مريضي؟ ...
- نه يه تفاله تو چشم اسپري فلفل زد ...
- چي ؟! فلفل؟ ... هه چه جونوري بوده پ ... نكنه منظورت از خوراك همون هيولا بود؟!! ...
صداي قهقش از پشت خط مي اومد ...
- بابا ساكت ... سرم درد مي كنه هان ... چه خبرته
- بيام ببرمت بيمارستان ...
- آره نمي تونم رانندگي كنم
- خوبه تعارف كردم ...
- تعارف اومد نيومد داره
romangram.com | @romangram_com