#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_203


- آني ، جون من جواب بده ... داري خوشحاليم رو از بين مي بري ...
.
.
.
ديگه داشتم نگران مي شدم ... با گوشيش تماس گرفتم جواب نداد ... شماره خونشون رو گرفتم ... بي فايده بود ... مگه اينا خونه نيستن ؟... مهري خانومم نيست ؟!!!

اعصابم داغون شده بود كه مهرانه رو كنار خودم ديدم كه بهم مثه خر مگس چسبيده ... بوي مشروب دهنش حالم رو بهم ميزد ... از كنارش پا شدم ...رو به مامان اشاره كردم من الان بر ميگردم ...

رفتم تو حياط ... با گوشي آريا تماس گرفتم ...

- الو ...

- الو - سلام آريا جان ... رسيدين به سلامتي ...

-آره دادا ... اومديم عشق و حال كه ذوقمون كور شد ...

- خوش بگذره ...چرا ؟!

- مامان حالش بدشده ... مي گن فشارش افتاده ... بردنش بيمارستان ... ولي ميترسم اينا واقعيت رو نگن نگرانم ... مامان ما تا خيلي حالش بد نشه راضي به بيمارستان نميشه ...

- يا خدا ...من چي كار كردم.. آريا كدوم بيمارستان ؟


romangram.com | @romangram_com