#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_198


- آني جان فعلا حالم خوب نيست مي خوام تنها باشم ... تو هم برو بخواب كه شب كسل نباشي ...

- خوب چرا ؟ شما كه خوب بودي ... بريم دكتر ؟...فرشاد چيزي گفته ؟...

خوب آره ديگه دختره خنگ ... اين چه سوالي بود ...!!!

مامانم اينبار قاطعتر گفت

- آني جان مي خوام تنها باشم ...

توي ذهنم يه عالمه سوال بي جواب بود ... اين مدت اتفاقات عجيب خيلي افتاده بود ...

منم كه تا الان زندگي ساده و بي معمائي داشتم ... مغزمم كه به حالت استند باي عادت داشت ...!!!

روي تخت درازكشيده بودم و موهاي فرم رو از لاي انگشتام رد مي كردم ... بوي قرمه سبزي مهري خانوم تمام مشامم رو پر كرده بود ... اما من اشتهائي واسه خوردنش نداشتم ...

هر چي به عصر نزديك ميشد ، حال من بدتر مي شد ...

صداي ترانه رو زياد كرده بودم و فكرم تمام خاطرات با فرشاد بودن رو مرور مي كرد ...
با همون نگاه اول دلم و چه ساده باختم ...

همه ترانه هام و واسه داشتن تو ساختم ...

romangram.com | @romangram_com