#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_140

پوشيدمش ...بدم نيومد ...

و يه كيف سفيد كه آريا از اون ور آورده بود ،كفشاي سفيد پاشنه 1000 سانتم رو ! البته به قول آريا !!!

يه شال حرير طوسي كه حاشيش سفيد بود هم انداختم رو سرم ...

به آينه نگاه كردم ...يه بوس واسه خودم فرستادم كه صداي بيتا هوا شد

- آني بابا هنوز تموم نشده ؟

بدو رفتم بيرون گفتم حااااااااضرم

پدرم يه نگاهي به سر تاپام انداخت
و يه لبخند شيرين حوالم كرد

- دختر خوشكلم تو اين همه لباس داري ... نمي شد يه شيكترش رو ...

حرف بابا تموم كه شد مامان خيلي آروم گفت

- دخترم الان هم پوشيده است هم شيك ...

مانتوم رو فقط انداختم رو شونم و رفتيم ... بيتا هم يه سارافان گلي سفيد پوشيده بود با شلوار جين سفيد و يه شال هم رنگش ...كمي هم آرايشش كرده بودم البته با اصرار من...


romangram.com | @romangram_com