#هر_دو_باختیم__پارت_363


- نمی دونی عمو کی میاد؟!

- به من گفت فردا!

- خدا کنه بیاد! وگرنه من روی اینو ندارم که تو روی بابام بایستم و بگم جایی نمی رم!

- یه پینشهاد دارم برات.

- چی؟!

- یه زنگ بزن به محمود خان..

پرید وسط حرمو گفت: نه نه.. من روم نمیشه!

- روت نمی شه یا می ترسی نخواد باهات حرف بزنه و غرورت رو له کنه؟!

- نه من..

- کاری ندارم به جوابش... فقط بهت می گم اگه می خوای کارت راه بیافته عوض اینکه بگی روم نمی شه و این حرفا لطفا کارای درست رو انجام بده!

- من همین که اومدم با تو حرف زدم خیلیه! اصلا هم بحث سر غرور و این حرفا نیست! اون موقع که تو اوج عصبانیت و لج بازی بودم نمی دونستم چه غلطایی دارم می کنم.

با مریض شدن بابام یه شوک بهم وارد شد. این طوری به خودم اومدم و فهمیدم اصلا کارایی که کردم درست نبوده. امیدوارم درک کنی اون موقع که من برای یه رابطه با رادین همه کار می کردم تا اونو توسط اون کار مال خودم کنم اصلا تو حال خودم نبودم!


romangram.com | @romangram_com