#هر_دو_باختیم__پارت_243
- اگه دوست داری می تونی این کارو کنی.. منم خیلی راحت شناسنامه هامونو نشون می دم و می گم این خانم همسرمه! اون وقت دیگه نمی تونن باهامون کاری داشته باشن!
دیدم صحبت کردن با این دیوونه بی فایدس.. کم نمیاره! با حرص گفتم: رادین بذار بخوابم!
- خب بخواب.. من با تو چی کار دارم؟
دوباره پشتمو بهش کردم. هنوز سنگینی نگاهشو رو خودم احساس می کردم.. می خواستم بیخیال باشم ولی نمی شد. احساس گرما می کردم. فکر نمی کنم شوفاژ اتاق باز باشه پس من چرا انقدر گرممه؟!
کمی پتو رو پس زدم.
رادین- گرمت شده؟
جوابشو ندادم.
رادین- می گم می خوای پنجره رو باز کنم؟
بازم جوابشو ندادم.
رادین- یه لیوان اب خنک می خوای؟
جوابم بهش فقط یه نفس پر از حرص بود که به بیرون دادم.
رادین- می خوای بغلت کنم که هم من خوابم ببره هم تو!
romangram.com | @romangram_com