#هر_دو_باختیم__پارت_235


ابروهاشو داد بالا و گفت: اااا... یعنی تو از نزیدیک شدن به من داغ نمی شی؟!

با این که حسابی داغ می کردم گفتم: نه نمی شم!

ابروهاشو بیشتر بالا داد و گفت: حالی به حالی نمی شی؟!

با همون اخم گفتم: نه.. من که بی جنبه نیستم!

" اره جون خودم.. چقدر هم جنبه دارم!

کمی سرشو کج کرد و گفت: خیله خب.. بیا یه معامله کنیم!

- چی؟

- امشب کنار من بخواب!

معترضانه گفتم: این که معامله نیست!

- راست می گی خب معامله نیست.. چون قرار نیست چیزی رد و بدل بشه.. فکر کن یه بازی دیگس! ولی نترس باهات کاری ندارم. فقط می خوام بدونم می تونی بدون این که به من توجه کنی بخوابی یا نه!

مغرورانه گفتم: وااااا... این که دیگه احتیاج به بازی کردن نداره! خب معلومه که می تونم!

سرشو تکون داد و گفت: باشه پس امتحان می کنیم!


romangram.com | @romangram_com