#هر_دو_باختیم__پارت_214
از دادش جا خوردم.. درست مثل همیشه.. یه دفعه در اوج ارامش جوش اورد.
زبونم بند اومده بود. خواستم جواب بدم ولی نتونستم. بیخیال شدم. خواستم برم طرف جالباسی اتاقش که دوباره بازومو گرفت. ولی این دفعه منو برنگردوند.
با صدای گرفته ای گفت: تو اصلا اعترافی کردم رو شنیدی؟
" اعتراف؟ کدوم اعتراف؟!
چشمامو بستم و برای تداعی خاطرات چند لحظه پیش به مخم فشار اوردم.
صداش توی گوشم زنده شد.
" می خوام یه اعترافی بکنم ... ترنم من باختم!!
" همون موقع هم نفهمیدم منظورش چیه؟
به طرفش برگشتم و گفتم: یعنی چی تو باختی؟
با ارامش گفت: واقعا نفهمیدی یا می خوای اذیتم کنی؟!
وقتی سکوتمو دید ادامه داد.
- بازی ما سر این بود که کم نیاریم.. درسته؟!
سرمو در تأیید حرفش تکون دادم.
romangram.com | @romangram_com