#هر_دو_باختیم__پارت_183


درو که باز کردم چشمام از تعجب گرد شد. نگاهی به سر تا پای رادین انداختم و گفتم: این چه ریخت و قیافه ایه؟ چرا دستات و لباس سیاهه؟

- سلام عرض شد ترنم خانم!

- ببخشید سلام.. قیافتو که دیدم یادم رفت.

- رفتم پیش دوستم وقتی از مغازه اومدم بیرون دیدم لاستیکام پنچره.. لاستیک یکیو عوض کردم... تا رفتم اون طرف ماشین تازه دیدم اون یکیشم پنچره! یکی دو بار حواسم نبود دستمو زدم به صورم واسه همین صورتم هم سیاه شده!

- دو تا از لاستیکات پنچر شده بود؟!

- شده بود نه.. پنچر کردنش... اینو مطمئنم! یه کاری باهات داشتم. دیدم اگه بخوام برم خونه و بعد بیام دیر می شه.. این شد که با همین سر و وضع یه ماشین گرفتم و اومدم این جا!

با تعجب گفتم: کارم داشتی؟ چی کار؟

- اجازه می دی بیام تو دستامو بشورم بعد حرف بزنیم؟

- اره خب بیا!

نفسشو با صدا داد بیرون و گفت: خب پس برو کنار که بیام تو!

از گیج بازی خودم خندم گرفته بود.

" یعنی کی ماشین رادینو پنچر کرده بود؟


romangram.com | @romangram_com