#هر_دو_باختیم__پارت_168
بعد نگاهی به هر دوشون کردم و گفتم: این طور نیست بچه ها؟!
هر دوشون در سکوت سرشونو پایین انداختن.
" اخه الان چه وقته سکوته؟ اون موقع که نباید صداشون در بیاد بلبل زبون می شن بعد الان...
رادین- خیله خب بچه شما برین.. ترنم من می رسونمت.
بچه ها خدافظی کردن و رفتن.
رادین- بیا بریم من ماشینمو اون طرف پارک کردم.
- من کی گفتم با تو میام؟
کیفو تو دستش جا به جا کرد و گفت: یعنی نمی خوای بیای؟
- درسته نمیام.. می خوام بمونم کارای ماشینمو ردیف کنم.
- ببینم تو الان چهارتا زاپاس لاستیک تو ماشین داری که بتونی کارای ماشینتو ردیف کنی؟
این ماشین باید بره تعمیگاه.. فکر نکنم لاستیکا اسیب دیده باشه فقط کم بادش کردن.. باید با دستگاه باد بشه!
- خب خودم با یه دربست میرم دنبال تعمیر کار میارمش سر ماشین.
پوزخندی زد و گفت: در مورد تلمبه باد تیوپ دوچرخه حرف نمی زنی که!! اون دستگاه بزرگه! ماشین بزرگ می خواد نه یه تاکسی!
romangram.com | @romangram_com