#هانا_پسر_تقلبی_پارت_185
ماهان سریع پست دیوار کوتاه بالکن نشست
بقیه پسرا هم سریع پشت دیوار قایم شدند..
...
خندیدم _حالا منو مسخره میکنید آره؟؟؟
منم انگشتم جوری جلوی آب گرفتم که مثل فواره آب بالا میرفت و میریخت توی بالکن...
دوباره صدای داد و فریادشون بلند شد
ارتفاع بالکن تا زمین نزدیک 2 یا 3 متر بود....
یهووو توی یه حرکت مهرداد دیدم ک از بالکن پایین پرید...
که سریع آب توی صورتش گرفتم...
تا نتونه به سمت من بیاد..
ولی اون سمج ترازین حرفا به سمتم اومد
که سریع شلنگ انداختم
به سمت کلبه فرار کردم..
مهرداد هم دنبالم_مگه اینکه نگیرمت....
فقط صبر کن....
با سرعت تمام میدویدم_مگه عقلم کمه وایستم..
مهرداد_دستم بهت برسه پوستت میکنم...
چند قدمی کلبه رسیدم و سرعتم بیشتر کردم
مهرداد هم با سرعت زیاد دنبالم میومد که....
که برگشتم ببینم مهرداد چقد باهام فاصله داره..
یهو پام به سنگی گیر کرد... رو هوا معلق شدم...بخاطر اینکه شونم آسیب نبینه
برگشتم که با پشت به زمین خوردم..
مهرداد هم هل کرده جای اینکه توقف کنه...
romangram.com | @romangram_com