#همیشه_یکی_هست_پارت_273
- مگه شرايط زندگيش چشه ؟ ماشيني كه زير پاشه يا خونه اي كه توش زندگي ميكنه يا اين همه دفتر و دستكي كه راه انداخته واسه خودش چه عيب و ايرادي داره ؟
سها نگاهم كرد و گفت :
- توام ظاهر بين شدي ؟ بايد ببيني از درون چه خبره تو زندگيش .
سعي كردم خونسرد و بي تفاوت باشم گفتم :
- خوب مگه چه خبره تو زندگيش ؟
- بيخيال .
كوفت و بيخيال . حرصم گرفت . حالا اگه آمار داد ! سعي كردم دوباره سر صحبت و باز كنم . گفتم :
- والا به مريم جون نميومد كه از اين نامادري بدجنسا باشه .
- مريم جون ؟ فريد ميگفت جونشه و هيراد .
- خوب ديگه منم همين و ميگم پس چه سختي كشيده ؟
يه ذره نگاهم كرد فكر كردم كه الان باز پشيمون ميشه و چيزي نميگه ولي گفت :
- موضوع سر الانش نيست . خودت مرگ پدر و مادر و چشيدي ميدوني چقدر سخته . فكر كن هيراد وقتي 3 سالش بوده اونارو از دست ميده . حالا دقيق نميدونم كه چرا از دست ميدتشون .انگار پدر و مادرش مال و اموالي هم نداشتن . يعني وضعشون خوب نبوده زياد . بعد يكي از عمه هاي هيراد كه بزرگ خانواده بوده انگار سرپرستيش و قبول ميكنه . مثل اينكه اين عمش بچه زياد داشته . يكي از دختر عمه هاش كه حدود 5 سال ازش بزرگتر بوده از بچگي هيراد و ميترسونده . بچه بوده ديگه . تو عالم بچگي خيلي بلا ملا سرش مياره . انگار كتكم زياد از عمش خورده سر همين قضيه ها . حتي فريد ميگفت عمه اش چند بار به قصد كشت با كمر بند هيراد و ميزده . فكر كن بچه ي 3 - 4 ساله رو . فريد ميگه اگه پشت كمر هيراد و نگاه كني هنوزم جاي زخماش هست . اينا ميگذره تا اينكه هيراد 10 سالش ميشه . تا اون موقع هيچ كس از اين اتفاقا خبر نداشته . بعد مريم جون كه زن عمو بزرگه ي هيراد بوده جريان و ميفهمه . فريد ميگفت اين عموي هيراد چند سال قبلش فوت شده بوده ولي مريم جون هنوزم با خانواده ي شوهرش رفت و آمد داشته . ديگه با كلي تقلا هيراد و به فرزند خوندگي خودش ميگيره . جالب اينجاست كه مريم جون بچه دار نميشده . خلاصه اين هيرادي كه الان جلوي چشم توئه زندگي سختي داشته . اين مال و اموالم ارث پدريش نبوده . براي تك تكشون زحمت كشيده . حالا من زياد كنجكاوي نكردم . فريد ميگفت قصه ي زندگي هيراد خودش يه كتاب ميشه اگه لب باز كنه . ولي پسر تو داريه . براي همينم هست كه مريم جون و خيلي دوست داره . حتي اگه مادرشم زنده بود فكر نكنم به اندازه ي مريم جون دوستش ميداشت .
سها نفس عميقي كشيد و نگاهش و به چاييش دوخت . واقعا اينايي كه ميگفت زندگي هيراد بود ؟ خدا ميدونه بچه به اون كوچيكي چي كشيده . دلم براش سوخت . انگار همه ي ناراحتيام از هيراد پاك شد . خدا ميدونه اصل زندگيش چي بوده . اينا اطلاعاتي بود كه سها داشت !
سها كه ديد ساكتم گفت :
- چيه از حرفت پشيمون شدي ؟
- شوكه شدم .
- منم خيلي دلم براش سوخت وقتي فهميدم .
چقدر در موردش بد قضاوت كردم . سها يكم ديگه پيشم نشست و بعد فريد اومد دنبالش و رفت . همش فكر هيراد تو سرم ميچرخيد . پس وضع زندگي اونم تعريفي نداشته . حداقل كسي من و كتك نميزد . كاش الان اينجا بود . ” بسه سرمه زيادي احساساتي شدي ! “
فردا هم جمعه بود نميتونستم ببينمش . اووووف عجب دنياييه . خدايا بازم شكرت !
امتحانات پيش 1 با خوبي و خوشي تموم شد . اواخر خرداد ماه بود و من تونسته بودم همه ي درسام و قبول شم . حتي تو خواب شبمم نميديدم كه بتونم تا اينجا رو انقدر راحت پشت سر بذارم . البته چندان راحتم نبود . خوندن درس كل ساعت شبانه روزم و ميگرفت ولي حالا كه نمره هام و گرفته بودم خوشحال بودم .
توي اين مدت رفتارام با هيراد بهتر شده بود . ميشد گفت كه دوستانه تر با هم رفتار ميكرديم . ديگه خبري از دعوا و جنگ و جدل نبود . از وقتي گذشتش و فهميده بودم سعي ميكردم بيشتر دركش كنم . هر رفتاريش و به حساب غرور و تكبرش نميذاشتم . ديگه ميدونستم كه اونم زندگي سختي داشته . ولي برام جالب بود كه هيرادم آروم تر شده بود . ديگه رفتار ضد و نقيض از خودش نشون نميداد . شايد ميشد گفت كه يه دوست خوب شده بود برام . البته طبق يه قانون نا نوشته دوستم بود . در ظاهر هنوزم اون رييسم بود و من منشيش ولي احساس ميكردم كه حمايتش و دارم . اگه مشكلي براي پيش ميومد ميتونستم رو كمكش حساب كنم .
ساعت حدوداي 8 شب بود كيسه ي خريد دستم بود و داشتم از بقالي ميرفتم سمت ساختمون دفتر . سلانه سلانه كيسه رو تو هوا تاب ميدادم و به آسمون نگاه ميكردم . هوا محشر شده بود . البته صبح و ظهر گرم بود ولي ميشد گفت شبا هوا عالي بود !
حس كردم كسي دنبالمه . چند باري سرم و به طرفين چرخوندم ولي كسي رو نديدم . توي خيابون به اون بزرگي پرنده پر نميزد . دوباره بيخيال به راهم ادامه دادم .
يكم ديگه كه رفتم دوباره احساس كردم كه كسي دنبالمه . اين دفعه يكم صبر كردم و خيلي معمولي به راهم ادامه دادم . توي يه موقعيت مناسب برگشتم و نگاهي به پشت سرم انداختم . سايه ي يه موتوري رو ديدم . يعني كي ميتونست باشه ؟
romangram.com | @romangram_com