#همیشه_یکی_هست_پارت_132

آروم آروم نزديك در شدم . سايه ي يه مرد قد بلند روي در افتاده بود . نفسم در نميومد . حتي يادم ميرفت نفس بكشم . نگاهي به چفت و بست در كردم خداروشكر از اين طرف حسابي قفلش كرده بودم .

فشارا و زور مرد قد بلند بيشتر شد انگار سعي داشت هر جور شده قفل و باز كنه . بايد به يكي زنگ ميزدم اگه ميومد من و ميكشت چي ؟ اصلا ساختمون به درك .

هي به خودم ميگفتم تو بلبلي . مقاومي . انقدر ترسو نباش ولي نصف شب توي يه ساختمون به اون بزرگي هر كي ديگه هم جاي من بود ميترسيد .

عين جوجه هاي ترسون جلوي در وايساده بودم و با چشماي گرد شده زل زده بودم به سايه ي مرد . جون مادرت برو .

ولي انگار مرد خيال رفتن نداشت .

اگه همين جوري بيخيالش ميشدم اين ول كن نبود شايدم اصلا ميومد خفم ميكرد ميرفت ! تصميم گرفتم سريع غافلگيرش كنم . دستم و روي قفل در گذاشتم . به محض اينكه در باز ميشد محكم با چوب ميكوبيدم تو سرش . اين بهترين كار بود .

چشمام و بستم . داشتم تو دلم اشهدم و ميخوندم . اوس كريم هر چي خوب بوديم يا بد بوديم خودت ضمانتمون و بكن جاي بدي نفرستنمون . بالاخره مام داريم در راه اين ساختمون فدا ميشيم ديگه شهيد حساب نميشم ؟ چرا چرت و پرت ميگي بلبل . تو ميتوني كار اين مردك و بساز .

به اين فكر كن چقدر بعدا ميتوني با افتخار از اين شجاعتت حرف بزني . نفس عميقي كشيدم . به محض اينكه ميخواستم قفل در و باز كنم موبايل دزده زنگ خورد . گوشام و تيز كردم . خاك بر سر چقدرم ناشي بود ! آدم با موبايل روشن مياد دزدي آخه ؟

گوشام و بردم نزديك در تا بهتر بتونم بشنوم . صداي آشنايي گفت :

- الو .

صداي طرف مقابل و نميشناختم يكم سكوت كرد و گفت :

- مادر من خوب كيفم و جا گذاشته بودم نميتونستم همينجوري بيام خونه كه . چشم ميام شما خونسرد باش .

- …

- نه بابا گير كردم انگار قفل كردن درو .

- …

- نميشه فردا دادگاه دارم كل دار و ندار و زندگيم توي اون كيفه .

تازه از صداش فهميده بودم كه هيراده . ميخواستم با دو تا دستام خفش كنم . مارو تا مرز سكته برده بود . شيطونه ميگفت … بيخيالي طي كن بلبل خان .

تلفنش تموم شد منم تازه به حال طبيعي برگشته بودم . قفل در و باز كردم و نگاهي بهش انداختم . با ديدنم خوشحال اومد سمت در و گفت :

- تو بيداري ؟

نگاهي بهش كردم و گفتم :

- اگه خوابم بودم با اين همه سر صداتون بيدار شدم .

بي توجه به من از كنارم رد شد و گفت :

- اگه بيدار نميشدي فردا مجبور بودم مكافات بكشم . من برم كيفم و بردارم .

اصلا انگار نه انگار . نه تشكري نه عذر خواهي ! ما كه گفتيم اين يه پايه ي ادبش ميلنگيد !


romangram.com | @romangram_com