#همه_سهم_دنیا_رو_ازم_بگیر_پارت_91
-متشکرم مرتضي ماشينش خراب شده زنگ زد بريم سراغش.
کار امروزش را توضيح داده بود و خواستن از اين واضح تر؟ فرشته سري تکان داد و دستگيره را فشرد و در را باز کرد.پايش را روي زمين گذاشت که کيان گفت:اولين صحبت با آرامش ما!
فرشته برنگشت تا نگاهش کند.زير لب بله ايي گفت و از ماشين پياده شد.خنکاي لبخندي شيرين روي لب هاي کيان نشست.فرشته سرخوش از بودن با کيان و حرفهايي که بوهاي خوبي مي داد بدون آنکه يادش مانده باشد که سبحان را ناراحت کرده به خانه رفت و بعد از تعويض لباس در پخت غذايي که تقريبا تمام شده بود کمک کرد.
************************
خسته سبد را زير چند درخت توتي که پر از شکوفه ي خندان بودند گذاشت و گفت:لامصب چه سنگين بود.
آرژين با لبخند گفت:من که از اول گفتم بزار کمکت کنم...زيادي سرتقي.
فرشته ابرو بالا انداخت و باز اين پسر کرد خوشگل صميمي شد.لبخندي بي ربط روي لب آورد و گفت:زورشو داشتم.
بهروز کنارش ايستاد و محکم به کمرش زد و گفت:بر منکرش لعنت.
صداي زهرا بلند شد که با اعتراض و ته مايه هاي خنده گفت:بهروز، خاله دخترمو کشتي، اين چه وضع زدنه؟
بهروز دستش را بلند کرد تا ضربه ي ديگري بزند و گفت:اينجوري بزنم خاله؟
دستش پايين نيامده بهزاد در هوا آن را گرفت و گفت:خجالت بکش زورت به اين بچه رسيده؟
فرشته اخم کرده از آنها فاصله گرفت و گفت:بهروز خطري شدي تا اطلاع ثاني نزديک من نيا.
بهروز به قهقه خنديد و چشمکي به آرژين که شادمانه مي خنديد انداخت و گفت:قول نميدم.
فرشته با حرص زباني برايش درآورد و به کمک فرزانه که در حال انداختن زير انداز بود رفت.فرزانه نگاهش کرد و گفت:به دل نگير از بهروز، خيلي دوست داره که سربه سرت مي زاره و گرنه کلا با هيچ دختري حتي حرفم نمي زنه مگه به زور.
-مي شناسمش خواهر من واسه همينه دلگير نشدم.اما نامرد دست سنگيني داره داغونم کرد.
زيرانداز که پهن شد پدرومادرها هم آمدند.زهرا فورا گفت:پسرا برين يکم چوپ جمع کنين تا چاي درست کنم.
شاپور با ل*ذ*ت گفت:هيچي اندازه چاي رو آتيش مزه نميده.
فردين گفت:منو آرژين ميريم.
زهرا گفت:طولش نديدن.
فردين سر تکان داد و با آرژين رفت.بهروز و بهزاد به سوي پدرها رفتند و کنارشان نشستند.فاطمه(خاله فرشته) عسل را که در آ*غ*و*شش به خواب رفته بود را روي پتوي نرم و آبي رنگي که فرزانه پهن کرده بود خواباند و گفت:عزيزم يه چيزي بنداز روش پشه ها اذيتش نکن.
romangram.com | @romangram_com