#هم_قفس_پارت_81

شیرین یکی از هم کلاسی هامون گفت:

_حالا چی کار باید کنیم؟

_شماها برید،من تا نفهمم چه بلا یی سرش اومده ولش نمی کنم.

مهسا که کنار شیرین ایستاده بود با ناراحتی گفت:

_می خوایی من و شیرین باهاش حرف بزنیم؟

_فایده ای نداره همه اش گریه می کنه.

پویا وشهرام نگاهی بهم کردند.پویا گفت:

_این جوری که نمی شه،هر کی رد بشه می بینه،ممکنه حراست دانشگاه گیربده.

وشهرام ادامه داد:

romangram.com | @romangram_com