#هم_قفس_پارت_77

_من اونجا یه دوست دارم که خودش وکیله،همین امشب باهاش تماس می گریم.ایرج،میشناسیش که؟

_همون که چهار،پنچ ماه پیش یه ماه اومد ایران؟

_آره،وکیل خوبیه،باید ببینم چی کار می کنه،حتما یه کاری از دستش بر میاد.درباره فرامرز و دخترش هم خودم با رویا صحبت می کنم.

_دو سه روز دیگه عیده،بذارین بعداز سال تحویل بهش بگین.

_نه،هر چی زودتر بدونه بهتره.شاید فرستادمش اونجا،یکی دو ماهی پیش بچه هاش باشه بهتره،این جوری ممکنه از غصه دق کنه.تو که مشکلی نداری؟

_نه،هر جور شما صلاح بدونید.

صدای در خونه متوجه مون کرد که رویا اومده.

_برو ببین کیه،اگه رویا بود بگوبیا این جا،خودت هم برو توی اتاقت.

_چشم پدر.

romangram.com | @romangram_com