#هم_قفس_پارت_323

وقتی ازشون دور شدیم گفتم:

_مرسی.

_خواهش می کنم،دوست داری با یکی از دوستام آشنا بشی؟

_لادن؟

_آره،نگاه کن اونجا نشسته.اون وروجک که بغلشه اسمش کیاناست.دخترشه،اون آقای متشخص هم شوهرشه،خیلی آقاست.

وقتی جمله افشین تموم شد رسیدیم بهشون.لادن با دیدن افشین از جاش بلند شد و بچه رو داد بغل شوهرش،شوهرش هم بلند شد.هردوتاشون داشتن کنجکاوانه منو برانداز می کردن.افشین گفت:

_خانوم دکتر اصلانی،ایشون هم لادن خانوم،شوهرشون آقا رامتین،و این کوچولو کیانا.

آهسته گفتم:

_خوشوقتم.

romangram.com | @romangram_com