#هم_قفس_پارت_303
_منم ندارم.
_فکرکنم بچه اش.
_به نظر تو زن و شوهری که بچه شون مرده نمی تونن خوشبخت باشن؟
_باید جایگزین داشته باشن.
_این جایگزین عشقه،ولی عشق به خدا که شاید برای من و تو خنده دار باشه،هر آدمی هرچی داشته باشه باز یه چیز دیگه می خواد،عشق به همسر داره وقتی ازدواج می کنه،خونه می خواد،بعدش بچه،بعد ماشین،بعد پول بیشتر و این همین طوری ادامه پیدا می کنه.
افشین سکوت کرد.منم دیگه چیزی نگفتم،وقتی رسیدیم به خونه،ماشین رو نگه داشت و برگشت طرفم و مستقیم توی چشمام نگاه کرد.
_من از عشق به خدا خنده ام نمی گیره،هر موقع که یادش می افتم خودآگاه یا ناخودآگاه ازش تشکر می کنم،این عشقی که تو داری ازش حرف می زنی خیلی سخته،مربوط به عرفاست.
_یعنی تو می گی ماها نمی تونیم به اون مرحله برسیم؟!....چرا،اگه بخوایم می رسیم.
افشین سکوت کرد و به روبرو خیره شد.چند ثانیه ای سکوت کردم و بعدش گفتم:
romangram.com | @romangram_com