#هم_قفس_پارت_273
_یه سال،بعدش هم دو سال طرح باید بگذرونم.
_بعداز درست می ری شمال پیش خونواده ات؟
_فکر نکنم،تهران رو خیلی دوست دارم.
_خیلی خوب شد که با هم آشنا شدیم.من توی ایران یکی،دوتا دوست بیشتر ندارم.اونم مال دوران دبیرستانه.همه شون ازدواج کردن ورفتن سر زندگیشون،من اومدم ایران مسافرت،هفت سالی می شه که آمریکا زندگی می کنم،دو هفته اس اومدم.
_به خاطر پدرتون اومدید؟
_نه،به خاطر برادرم،همون که دیدیش،یه ماه دیگه برمی گردم.با اتفاقی که برای پدرم افتاد فکر نکنم اصلا فرصت گردش کردن داشته باشم.
_چرا به خاطر برادرت اومدی؟
_دو سالی بردمش آمریکا و به زور نگهش داشتم،خیلی سعی کردم از اونجا خوشش بیاد،ولی بالاخره برگشت.خیلی به پدرم وابسته اس،ظاهرش نشون نمی ده،ولی علاقه خاصی به خونواده اش داره،من و آریا باهاش اومدیم.
_چرا می خواستی که به زور نگهش داری؟
romangram.com | @romangram_com