#هم_قفس_پارت_222


_همین امروز.

_باشه،مهرداد امروز تورو می بره،منم به محض اینکه خیالم از بچه راحت شد می یام.ستاره یکهو توی چشمام نگاه کرد و با همون لحن گفت:

_یعنی چی که نمی یای؟

_عزیزم شرایط من و درک کن،خواهش می کنم.

ستاره آروم شد و طرز نگاهش از عصبانیت به مهربونی تغییر کرد.

_باشه افشینفمن منتظرم.

مهرداد وقتی دید که رفتن قطعی شد گفت:

_پس آقام چی؟


romangram.com | @romangram_com