#هم_قفس_پارت_191
ستاره یکهو جدی شد و با اخم بیرون رو نگاه کرد.
_چی شد؟قرص هات رو خوردی؟
_نه،مگه نگفتی خوب شدم؟
_چرا،ولی مگه نشنیدی دکترت گفت باید درمانت رو جدی بگیری؟
_من دیوونه نیستم افشین.
_می دونم عزیزم،می دونم.
دست هاش رو گرفتم و بوسیدم.
_به هیچی فکر نکن ستاره،فقط به این فکر کن که از امروز من و تو مال همدیگه ایم.
دست هاش رو از دستم بیرون کشید.
romangram.com | @romangram_com