#هم_قفس_پارت_188
_فرقی نداره،مهم اینه که به سلیقه تو خریداری بشه،زیاد گنده نباشه،دوست ندارم.
_چشم،فردا برات یه حلقه رویایی می خرم.
تلفن رو که قطع کردم دوباره رفتم پایین،پدر و رویاجون نشسته بودن و صحبت می کردن،هردو با دیدن من سکوت کردن.
_جمعه بعداز ظهر هم خواسگاریه هم بله برون.
رویاجون خندیدو گفت:
_چقدر زود!تا فردا طاقت نیاوردی؟
پدر خیلی جدی نگاهم کرد و گفت:
_تصمیمت رو گرفتی،ولی بدون فکر،مطوئنی که اشتباه نمی کنی؟
romangram.com | @romangram_com