#هم_قفس_پارت_142
_مهرداد،قربون دستت،وسایل منو ببر توی اتاقم.
مهرداد که خوشحال شده بود لو نرفته توی اون لوازم شخصی خودش رو گذاشته سریع از پله ها بالا رفت.نگاه بدی به لادن کردم و گفتم:
_لادن اصلا دوست ندارم مهرداد رو دست بندازی.
_اون خرخون طرفدار پروپاقرصی داره،اگه همین جوری حامیش باشی ممکنه تا چند ساله دیگه دنیا رو فتح کنه.
_مزه نپرون،شام خوردی؟
_اصولا شام نمی خورم،رژیم دارم.
_چیزه تازه ای نیست،همه خانوم ها توی هرسن وتوی هر وزنی باشن همیشه خدا رژیم دارن،تا به هم می رسن اولین جمله اینه،لاغر شدی،یا بالعکس چاق شدی.
لادن روی راحتی نشست و گفت:
romangram.com | @romangram_com